نگاهی به تاریخچه اسپانیا- پرتغال(4)

فردیناند توانست قسمتی از حکومت مورها را که در بخش شمالی پرتغال امروزی قرار دارد باز پس بگیرید و آن را به عنوان کشور و یا منطقه حکومت خود با مرکزیت کویمبرا قرار دهد. در سال 1085 آلفونسو VI از کاستیل اولین نشانه باز پس گیری اسپانیا را با موفقیت در فتح تولدو نشان داد.  این موفقیت در سال 1118 توسط آلفونسو اول از آراگون با تصرف دژ موری ساراگوسا دنبال شد.

پس از اینکه مورها تولدو را از دست دادند سلسله بربرها و آلموراویید ها را از افریقا برای کمک فرا خواندند. آنها از اقوام متعصب مسلمان بودند که با رهبری یوسف التشوین (Yussuf-ul-Tashvin ) موفق شدند آلفونسو اهل کاستیل را در سال 1806 شکست دهند و تمامی سرزمین هایی که اسلام از دست داده بود را دوباره باز پس بگیرند.

اما آلفونسو با کمک یک نجیب زاده کاستریایی به نام رودریگو دو بیوار معروف به ال کید ( El Cid) دوباره با مورها مبارزه را از سر گرفت. ال کید یک ماجراجو و مبارز آزاد بود که بیشتر به دنبال ماجراجویی های خودش بود و حتی زمانی نیز در خدمت سپاه مسلمین ساراگوسا بود. اما در این مبارزه ال کید به عنوان قهرمانان افسانه ای اسپانیایی ها مبدل شد.  او والنسیا را فتح کرد و تا زمان مرگشیعنی در سال 1099 و زمانی که شهر به دست آلموراووید ها افتاد در این شهر فرمانروایی کرد.

یکی از دوستان و هم رزمان ال کید فردی بود به نام هنری از بورگاندی، او به اسپانیا آمد  و به همراه دیگر شوالیه های مسیحی برای مبارزه با مورها در اسپانیا آماده شد. در واقع این درست زمانی بود که جنگ های صلیبی در حال آغاز بود و به همین دلیل صلیبیون بسیار زیادی از سرزمین های دیگر برای کمک به باز پس گیری اسپانیا آمدند و اقدامات زیادی انجام دادند. شوالیه های فرانسوی، آلمانی و ایتالیایی در تصرف تولدو نقش بسیار زیادی داشتند.

در ازا این تلاش ها و فداکاری ها هنری از بورگوندی در سال 1093آلفونسو از کاستیل دختر نا مشروع خود را به ازدواج با هنری در آورد و پرتغال را به او واگذار کرد. پسر هنری افونسو هنریاک ، که سه سال بعد از مرگ پدرش و در سال 1112 به دنیا آمد، قدرت را از مادرش زمانی که 19 سال داشت به دست گرفت و تصمیم گرفت تا از سلسله کاستیل استقلال خود را به دست بیاورد. او در نبرد با اسپانیایی ها آنها را شکست داد و در سال 1143 توسط کاستیل به عنوان پادشاه مستقل پرتغال شناخته شد. سلسله بورگوندی تا سال 1385 در پرتغال حکومت را به دست داشت.

در سال 1139 افونسو هنریاک، که تبدیل به یک جنگجوی بی باک و نترس شده بود، با مورها مبارزات و جنگ هایی را آغاز کرد.  او موفق شد چندین دژ مسلمانان یا مورها را به تصرف خود در بیاورد  و امپراطوری خود را در مرز های جنوبی و تا رودخانه تاگوس پیش ببرد. لیسبون قبلا در سلسله جنگ های صلیبی دوم  در سال 1147توسط شوالیه های انگلیسی و آلمانی از مورها گرفته شده بود و به تصرف آنها در آمده بود. این شوالیه ای ها بعد از اینکه افونسو به نزدیکی تاگوس رسید، شوالیه های آلمانی و انگلیسی با کشتی های خود وارد تگوس شدند، به شهر حمله کردند و شهر را به تصرف خود در آوردند تا آن را به افونسو هنریاک پیشکش کنند.

فرایند باز پس گیری اسپانیا و پیشروی های مسیحیان اما در نیمه دوم قرن دوازدهم و در بین سال های 1150 تا 1245 با حمله دوباره بربرها آلمهدس ( Almohades) متوقف شد و حتی به عقب بازگشت و حتی مسلمانان در این درگیری ها بسیار شدیتر و غیر قابل پیش بینی تر حملات خود را به پیش برندن. المهدس موریس اسپانیا را فتح کرد، نیروهای مسیحی را کاملا به عقب راند و در سال 1195 مسیر حرکت ارتش الفونسو هشتم از کاستیل را شناسایی کردند.

با فراخوان پاپ، ارتش ها کاستیل، آراگون و ناوار نهایتا با هم در ائتلافی علیه المهدس ترکیب شدند و در نبرد لاس ناواس د تولوزا در شمال شرقی کوردوبا موفق شدند در سال 1212 پیروز شوند. در طول 50 سال بعد فریناند سوم از کاستیل در بین سال های 1217 تا 1252 و جیمز اول از آراگون در بین سال های 1213 تا 1276 به مبارزات پیروزمندانه خود ادامه دادند.

فردیناند شهرهای کوردوبا، سویل، کادیز و برخی دیگر از شهرها را فتح کرد و به دست گرفت. جیمز نیز شهرهای والنسیا و جزایر بالئاریک را فتح کرد و به دست گرفت. کم کم خاندان المهدس از اسپانیا برون رانده شد و خیلی زود  و در اواسط قرن سیزدهم بود که کل شبه جزیره به غیر از گرانادا در جنوب به دست مسیحیان افتاد.

همکاری پادشاهان مسیحی اما بعد از این فتوحات از بین رفت. ناوار که تا شمال پیرنه قلمروهای خود را گسترش داده بود بیشتر در امور فرانسه درگیر بود. انرژی آراگون ها نیز عمدتا صرف ساخت یک امپراطوری بزرگ مدیترانه ای سوق پیدا کرده بود و کاستیل به دنبال فتوحات و نزاع های داخلی خود بود.

این امر باعث شد تا مورها بتوانند برای دو قرن دیگر حاکم گرانادا باقی بمانند. آخرین حمله از افریقا در حمایت از مورها با قاطعیت توسط آلفونسو XI از کاستیل در ریو سالادو در سال 1340 پاسخ داده شد و شکست تنها نتیجه این جنگ برای اقوام افریقایی بود. اما برای تکمیل فرایند باز پس گیری اسپانیا یا رکونکویستا (Reconquista ) نیاز به فتح گرانادا بود که این اتفاق تا سال 1492 نیوفتاد. ازدواج  فردیناند از آراگون با ایزابلا از کاستیل باعث شد تا کاستیل و آراگون دوباره با هم متحد شوند.

در دو قرن منتهی به حکومت مورها در گرانادا  یعنی در قرون 14 و 15 ، کاستیل از برخی از اقلیت های سلطنتی که سلطنتی طولانی داشتند و برخی از پادشاهان ضعیف در برخی از مناطق تحت حکومت خود راضی نبودند زیرا آنها توانایی مهار قدرت اشرافی گری و روحانیون را نداشتند. گاها مداخلاتی توسط آراگون ها و ناوارها انجام می شد که این باعث تشدید جنگ های داخلی در شبه جزیره شد. در همین زمان کاستیل به عنوان متحد فرانسه در جنگ صد ساله علیه انگلیس درگیر جنگ و اقدامات دریایی بود.

قرن 15 در کاستیل دوره ای از فروپاشی سیاسی و اقتصادی بود و  همچنین دیدگاه های مذهبی وسواس گونه در یکی از ایالت های کشیشی مربوط به کاتولیسم ارتدوکس زیاد شده بود. در سال 1478 دادگاهی برای تفتیش عقاید اسپانیایی ها تاسیس شد و هدف از تاسیس این دادگاه ریشه کن کردن عقایدی بود که باعث ایجاد بدعت شده بودند.  در سال 1492 یهودیان که تا پایان قرن چهاردهم با آنها مدارا می شد و در پیشرفت های اقتصادی و فرهنگی اسپانیا نقش بسیار پر رنگی داشتند از کشور اخراج شدند که حدود دویست هزار نفر تخمین زده شده اند.

در این دوره عمده پادشاهان آراگون درگیر امور ایتالیا بودند. در مجاورت ایالت های مختلف ایتالیا تغییرات زیادی حاصل شد و عوارض سنگینی تعیین شد.  اما با ازدواج های سلسله وار ، دیپلماسی ها و جنگ هایی که پادشاهان آراگون انجام دادند  سیسیل و ساردینیا در اوایل قرن 14 و پادشاهی ناپل در قرن 15 به دست آراگون ها افتاد. در زمانی که آراگون ها با کاستیل ها متحد بودند ،آراگون ها به عنوان قدرت اول مدیترانه غربی بودند و بارسلونا به عنوان بزرگترین و مهم ترین بندر مدیترانه شناخته می شد.

در همین حال ناوار، از سال 1243 تحت سلطه حاکمان فرانسه قرار گرفت که درست در زمان پادشاهای فرانسه این اتفاق افتاد. سرانجام در سال 1512 با اتحاد کاستیل و آراگون، فردیناند از آراگون بخشی از جنوب پیرنه را فتح و به اسپانیا اضافه کرد. این باعث شد تا اسپانیا مرزهای امروزی خود را به دست بیاورد.  قسمت شمالی ناوار در سال 1589 به ملحقات فرانسه تبدیل شد و به دست فرانسه افتاد. این اتفاق در زمانی افتاد که هنری سوم از ناوار به هنری چهارم از فرانسه تغییر نام داد.

 

 

یک ستارهدو ستارهسه ستارهچهار ستارهپنج ستاره (1 امتیاز, میانگین: 5٫00 از 5)
Loading...

پاسخ دهید

Your email address will not be published.