فصل سوم:

ویزیگوت ها قرن 5 تا 7

در قرن سوم بعد از میلاد نزاع هایی در روم شکل گرفت که عمدتا نزاع های داخلی بود و این درگیری ها کم کم از قدرت و اقتدار روم کاهش داد. عمده ترین این تجاوز ها از طرف آلمان شمالی بود که قبلا در خلیج ساکن بودندو با این تجاوز ها قصد داشتن سرزمین های از دست رفته خود را برگردانند و به همین دلیل امپراطوری روم را مرود تاخت و تاز قرار دادند.

در اواسط قرن بود که ویزیگوت ها (Visigoths )یا گات های غربی ( Western Goths) ترانسیلوانیا روم را اشغال کردند و بعد از این موفقیت حملات گسترده ای را به استان های شرقی امپراطوری روم انجام دادند.

بعد از آن و در اواسط قرن چهارم هون های مغول ( Mongolian Huns) از سمت آسیا به سمت مرزهای غربی امپراطوری روم فشار آوردند و ویزگوت ها را که به دنبال محافظت از روم بودند را بیرون راندند. این باعث شد که انها بتوانند از رودخانه دانوب عبور کنند و بعد از اینکه با رومی ها توافق نتوانستند بکنند جنگی میان مغول ها و رومی ها شکل گرفت و یک پیروزی ناراحت کننده برای ویزگوت ها به دست آمد و آنها موفق شدند در مکانی که امروزه به عنوان مغولستان شناخته می شود ساکن شوند. ارتش ویزیگوت ها از نظر اسمی به ارتش رومی ها تبدیل یا شناخته شد.

این کار باعث شده ما امپراطوری روم هم اکنون به دو دسته شرقی و غربی تقسیم شود. آلاریس ویزیگوت ها از امپراطوری شرقی یک عروسک خیمه شب بازی ساختند. آنها به دنبال فروپاشی و یا از بین بردن  امپراطوری روم نبودند بلکه آن را برای خود و مردمانشان می خواستند. آنها هم اکنون در حال تبدیل شدن به رومانایز ( Romanised) بودند  و نسخه آسیایی مسیحیت را برای خود به اجرا در آورده بودند که برای آنها یک موقعیت فوق العاده و برجسته را ایجاد کرده بود. رشد و قدرت انها به حدی شد که آنها برای دستیابی به اهداف خودشان که داشتن امپراطوری روم بود به ایتالیا لشکر کشی کنند و در نهایتا در سال 410 میلادی موفق شدند خود روم را تصرف کنند.

گاتیک ها با حملات زیادی که از شرق انجام دادند باعث شدند تا بقیه قسمت ها و پادگان های در اختیار امپراطوری روم نیز  از این مناطق تخلیه شوند. با استفاده از این موضوع سایر مردمان آلمان از رودخانه راین عبور کردند و از طریق گال وارد اسپانیا و پرتغال یا همان شبه جزیره ایبری شدند.

آلمانی هادر سال 409 حملاتی را به شبه جزیره ایبری  آغاز کردند و اولین سوئوی ها ( Suevi) ، آلان ها (Alans ) و وندال ها ( Vandals) به شبه جزیره ایبری پای گذاشتند. سوئوی ها  در شمال پرتغال امروزی ساکن شدند و وندال ها نیز در جنوب  اسپانیا  مستقر شدند، جایی که از آنجا بعد از بیست سال با یک نیروی بزرگ برای فتح آفریقای شمالی از آنجا حرکت کردند.

در همین ایام بود که ویزیگوت ها ایتالیا را به قصد جنوب گال ترک کردند.  پادشاه ویلیا ( 415-418) سرزمین امپراطور هونوریوس در غرب امپراطوری را تصاحب کرد و در آنجا  رسما پادشاهی ویزیگوت از تولوز را اعلام کرد. او در عوض این امپراطوری قول داد که شبه جزیره ایبری را از آلمانی ها پاک کند.

وی موفق شد تا بخش اعظمی از شبه جزیره را از سوئوی ها، آلان ها و وندال ها پاک کند و سرزمین های آنها را تصاحب کند که این امر باعث شد که در طول زمان باقی مانده از قرن 5 بیشتر سبه جزیره ایبری با حاکمیت ویزیگوت ها از تولز اداره شود.

پس از این در سال 507 میلادی ، ویزیگوت ها توسط فرانک ها که از اقوام آلمانی تابع وندا ل ها بودند از جنوب گال بیرون رانده شدند. این باعث شد که حوزه های قدرت ویزیگوت ها به شبه جزیره ایبری محدود شود، جایی که تا سال 711 در آنجا به حکومت خود ادامه دادند.

ویزیگوت ها سه قرن جومت داشتند که تمامی این دوران رنگ آرامش را به خود ندید. در این دوران سوئری ها، آلان ها و وندال ها نیز مرتبا به ویزیگوت ها یورش می بردند و مناطقی را تسخیر می کردند و مرتبا ویزیگوت ها را با جنگ های داخلی مواجه می کردند.

در سال 554 به عنوان بخشی از امپراطوری شرقی ( بیزانس ) امپراطور جاستینیان (Emperor Justinian ) تلاش زیادی کرد تا بخشی از سرزمین های امپراطوری روم غربی را که از دست فته بود باز پس بگیرد و این در زمانی بود که جنوب شرقی اسپانیا توسط ژنرال بلیساریوس (general Belisarius ) اداره می شد. بیزانس به پایتختی کوردوبا ، این منطقه را اداره می کرد تا اینکه در سال 616 دوباره این مناطق توسط ویزیگوت ها فتح و تسخیر شد.

ویزیگوت ها در دوره ای که حکومت می کردند ، جمعیت کمی داشتند و از اقلیت ها در بین جمعیت خود بودند و بصورت کلی یک پنجم جمعیت  کل مردمانشان را تشکیل می داند. در زمان تسخیر شبه جزیره ایبری، به دلیل اینکه این شبه جزیره تا حدود زیادی رومنس شده بود آنها به تدریج با آداب و رسوم رومی آشنا شدند. در سال 587 ، پادشاه ریکارد (Recarred ) مسیحیت آریایی را کنار گذاشت و کاتولیک رومی را به عنوان مذهب این مردم انتخاب کرد تا آخرین مانع برای رومی شدن این مردمان نیز برداشته شود.

زبان ویزگوتیک (Visigothic ) به عنوان زبان رسمی انتخاب شد و در بین مردم بومی به کار گرفته شد. این زبان اصالتی لاتین داشت. در اواسط قرن هفتم قوانین گوتیک  و رومی به صورت یک واحد مشترک در آمدند و ادغام شدند. هر چند با تمام این توصیفات هرز ویزگوت ها نتوانستند با هیسپانیا- رومی ها جذب شوند. آنها به عنوان یک اقلبیت نظامی حاکم و با اشرافیت خاص خود شناخته می شدند و سعی شد استقلال آنها حفظ شود. آنها در مکانی با پایتختی تولدو در فلات مرکزی اسپانیا کنونی ساکن بودند.

در سال 710 برای جانشینی تاج و تخت درگیری هایی رخ داد. یکی از افراد مدعی تاج و تخت برای کمک به مور ها که ساکن مراکش بودند درخواست کمک داد.  ( اصطلاح مور ها از موریان گرفته شده است که قومی بربر بودند و در استان روم مائورتانیا در شمال غربی افریقا ساکن شده بودند).

 با آغاز قرن هشتم عرب ها افریقای شما لی را تسخیر کردن و بربر ها را وادار کردند که به اسلام ملحق شوند.

ارتش عرب ها با بربرها متحد شدند و با بدون در نظر گرفتن مذهب با رهبری بربر طارق، با عبور از تنگه جبل الطارق به اسپانیا وارد شدند و پادشاه ویزیگوت را شکست دادند و لشکریانی که به جناح های تتا متوسل شده بودند را کنار زدند.

به دلیل شرایط حاکم بر جامعه ، اکثریت مردم اشتیاق زیادی برای دفاع از حاکمان ویزگوت نداشتند و به همین دلیل در طول هشت سال مورها کل شبه جزیره را فتح کردند و تنها مناطق کوهستانی آستوریاس در شمال غربی را نتوانستند فتح کنند. در این کوهستان ها بود که به سرپرستی یک پیلائو نجیب زاده ویزگوت، بقایای ارتش مسیحیان موفق شدند ساکن شده و زنده بمانند.

این ارتش ها همان افرادی بودند که به هسته دوباره باز پس گیری اسپانیا از مسلمانان تبدیل شدند. آنها افرادی بودند که در طی هشت قرنی که شبه جزیره در اختیار مسلمانان بود مرتبا به آنها یورش می برندند و آرامش را از آنها گرفته بودند.

یک ستارهدو ستارهسه ستارهچهار ستارهپنج ستاره (2 امتیاز, میانگین: 5٫00 از 5)
Loading...

پاسخ دهید

Your email address will not be published.