فصل ششم

ظهور پرتغال: هند شرقی

در طول 100 سال اول بعد از اینکه پرتغال آزادی و استقلال خود را اعلام کرد، عمدتا انرژی پرتغال در نگه داشتن مرزهای شمالی در برابر تهاجم های کاستیل و همچنین فشار به مرزهای جنوبی برای اینکه سرزمین های بیشتر را از مورها دریافت کند معطوف شد. جاه طلبی پرتغالی ها در اواسط قرن سیزدهم میلادی بیشار شد ، زمانی که الگارو در مرزهای جنوبی به دست پرتغالی ها افتاد و مرزهای این کشور به اندازه امروزی خود رسید. اما بیش از یک قرن دیگر تلاش برای استقلال از کاستیل باعث شد تا پرتغال همچنان انرژی زیادی صرف شمال کند.

از سال 1279 تا 1325 کشور پرتغال توسط یک پادشاه شایسته به نام دینیز ( Diniz) که به پادشاه شاعر نیز شهرت داشت اداره شد. دینیز نه تنها خودش شاعر بود  بلکه از ادبیات و یادگیری و دانش هم بسیار حمایت می کرد. در سال 1290 او دانشگاه لیسبون را تاسیس کرد ( که در سال 1307 به کویمبرا منتقل شد که تا سال 1260 پایتخت پرتغال بود). دینیز به دنبال بستن پیمان تجاری با انگلستان رفت و فعالیت های زیادی را انجام داد. او اولین نیروی دریایی پرتغال را ساخت و پایه و اساس بسیاری دیگر از برتری های بعدی کشور پرتغال را بنا نهاد که عمدتا موفقیت های دریایی بود.

هر چند در سال 1340 و طی یک پیمان پرتغال به کاستیل برای غلبه بر مورها در سالادو کمک کرد اما دینیز و جانشینان او در طی چندین سال بارها با کاستیل ها وارد جنگ شدند.  در سال 1383 پادشاه فردیناند بدون اینکه فردی را به عنوان وارث داشته باشد درگذشت. این باعث شد که پادشاه کاستیل که با دختر فردیناند ازدواج کرده بود ادعای تاج و تخت کند.

پرتغالی ها بر علیه این ادعا قیام کردند و جان را به جای فردینالند قرار دادند. جان پسر نا مشروع  پادشاه سابق و رئیس فرماندهی نظامی و مذهبی آویز (Aviz ) بود. این باعث جنگی بین پرتغال و کاستیل شد که تا دو سال ادامه یافت و با شکست قاطع قلعه نشینان در نبردی موسوم به الجابوراتا (Aljubarotta ) در سال 1385 اقتدار و استقلال پرتغال بیش از پیش مسجل شد.

جان با روی کار آمدن خود، سلسله آویز را تاسیس کرد که این سلسله نزدیک به 200 سال در بزرگترین دوران شکوه پرتغال بر پرتغال حکومت کرد. یکی از بزرگترین اقدامات جان، ایجاد یک اتحادیه یا پیمان تجاری به نام ویندزور ( Windsor) در سال 1386 با انگلستان بود. این به دلیل کمکی بود که انگلستان با چند هزار مرد جنگی در پیروزی بر کاستیل ها در الجوباروتا به جان کردند.

طبق این توافقنامه ، انگلستان و پرتغال توافق کرده بودند که از منافع و قلمرو یکدیگر دفاع کنند. این اتحاد با ازدواج جان با دهتر  جان گانت به نام فیلیپین لانکستر انگلیسی تقویت شد. این دختر فردی بود که در دربار پرتغال کمک زیادی به ارتقا فرهنگی آنها کرد.

ثمره این ازدواج 5 پسر بود که یکی از این 5 پسر پرنس هنری بود که با نام هنری ناوبر شناخته می شود و در بین 1414 تا 1794 زندگی کرد. وی زندگی خود را به گردشگری و سفر و اکتشافات جدید گذراند. این سفر ها مسیر آینده تاریخ را تغییر داد و پرتغال را در صدر دوره جدید استعمار قرار داد. در ساگرس ( جنوب غربی ترین قسمت پرتغال) او ناخدایان دریا، ستاره شناسان و نقشه برداران را دور هم جمع کرد تا اصول پیمایش در دریاها و اقیانوس های بزرگ را پایه گذاری کنند.

از سال 1418 به بعد هنری تقریبا هر سال سفرهایی را برای جستجو و اکتشافات جدید و افزایش دانش جغرافیایی و تجارت با افریقا غربی و جزایر اسپیت در خاور دور و بسیاری دیگر از این عوامل انجام داد. این تجارت شرقی موضوعی بود که برای سال های بسیار طولانی در دست اعراب خاورمیانه بود و نهایتا با حملات دریایی موردها در دریای مدیترانه قرار می گرفت.  از اواسط قرن پانزدهماین تجارت ها به دست ترک ها افتاده بود که در قسطنطنیه در سال 1453 به دست آنها افتاده بود.

مادیرا در سال 1419 کشف شد، در سال 1431 آزورها کشف شد و سنگال در تنگه افریقای غربی در سال 1446 و جزایر کیپ در سال 1455 توسط او کشف شد. از افرقا غربی میزان زیادی طلا وارد پرتغال شد، همچنینی آنها بردگانی از نگرو  به عنوان نیروی کار در معادن و منابع پرتغال آوردند. ( البته بعد ها شاهزاده هنری ماموریت هایی که برای برده گیری و برده داری بود را ممنوع کرد).

پس از مرگ هنری در سال 1460 کاهش محسوسی در اکتشافات رخ داد اما در زمان پادشاه جان دوم ( بین سال های 1481 تا 1495 ) این اکتشافات از سر گرفته شد. در سال 1488 بارتولومویوس دیاز (Bartholomew Diaz ) نقطه جنوبی افریقا را کشف کرد. اما اوج این تلاش ها در سال 1497-98 به ثمر نشست، زمانی که واسکو دا گوما (Vasco da Goma ) در طول یک سفر ده ماهه، در جنوب  افریقا به سمت کالریک در ساحل جنوب غربی هند سفر دریایی کرد. در سال 1500 پدرو کابال تصمیم گرفت با استفاده از این مسیر تجارت با شرق را آغاز کند.

وی در حالی که در مسیر خود به برزیل سفر کرد، به هندوستان رفت و با استفاده از کشتی های پرتغالی، تجارت و حمل و نقل ادویه به اروپا را آغاز کرد. قبلا ادویه جات و ترشی جات توسط اعراب از جزایر اسپایس به ونیز بود ولی با این کار با استفاده از کشتی ها در دریا و یا حمل و نقل زمینی از لیسبون به ونیز انجام کار تجارت ادویه و ترشی جات از پرتغال به مقاصد مختلف اروپایی آغاز شد و پرتغال به عنوان مرکزی برای خرید محصولات شرقی تبدیل شد.

برای حفظ و گسترش منافع تجاری زیادی که پرتغال از این روش ها به دست آورد ، پرتغال های خیلی زود با رهبری فرانسیسکو دو آلمیدا و افونسو د آلبو کرک به یک امپراطوری خارج از کشور نیاز داشتند. آلمیدا در سال 1505 به عنوان نخستین مقام نایب السلطنه پرتغال در هند انتخاب شد و در هند مستقر شد و در آنجا بندگاه هایی برای سواحل افریقای شرقی ( موزامبیک) تاسیس کرد و در بدو ورود اقامت کوهین یا کوچین را به عنوان محل اقامت خود انتخاب کرد که این محل قبلا توسط آلبو کراک فتح شده بود. در سال 1509 آلمیدا موفق شد در نبردی یک پیروزی قاطع بر ناوگان عرب را به دست بیاورد.

آلبو کرک به عنوان جانشین آلمیدا در سمت نایب السلطنه ای هند انتخاب ش، او گوا ( Goa) را  در طواحل غربی هند رد سال 1510 گرفت، مکانی که بعدا به عنوان پایتخت هندو پرتغالی ها انتخاب شد. او سپس به فتح سلون پرداخت، سیلون قبلا توسط آلمیدا کشف شده بود. پرتغالی ها موفق شدند کم کم سواحل سیلون را از سلسله های بومی بگیرند.

آلبوکرک در سال 1511 با نیروی دریایی پرتغال که به نیروی اول اقیانوس هند تبدیل شده بود، بندر تجاری بزرگ مالاکا را از دست مسلمانان خارج و در اختیار گرفت. این بندر از نظر استراتژیکی در مسیر تجارت خاور دور به شبه جزیره قرار داشت و از اهمیت زیادی برخوردار بود. سپس پرتغالی ها با هدف در اختیار گرفتن جزایر اسپایس ( مک لوکاس) به این جزایر توجه کردند که در اینجا با اسپانیایی ها وارد رقابت شدند.

فردیناند ماگلان، یک پرتغالی که زیر نظر آلبوکرک در هند خدمت کرده بود و بعدا توسط مقامات پرتغال اخراج شده بود به خدمت اسپانیایی ها در آمده بود. او در سال 1519 توسط اربابان جدید هود مامور شد تا از طریق جنوب آمریکا راهی سرزمین های شرقی شود. او به فیلیپین رفت و در فاصله دو کیلومتری به این سرزمین توسط بومی های این منطقه کشته شد. اما برخی از ناوگان او فرماندهی را بر عهده گرفتند و به سمت مولاکاس به حرکت خود ادامه دادند و نهایتا یک کشتی به فرماندهی سباستین دل کانو به اسپانیا بازگشت. نخستین کشتی که به سفرهای جهانی بعدا توسط اسپانیایی ها اعزام شد.

رقابت بین اسپانیا و پرتغال در مولوکاس به سود پرتغالی ها به پایان رسید و این باعث شد تا توجه اسپانیایی ها به سمت فیلیپین جلب شود. در طول بیست سال بعد از سال 1564 اسپانیا اغلب جزایر فیلیپین را از دست حاکمان مسلمان گرفت. این جزایر به نام فیلیپین به دلیل افتخار آفرینی های پادساه فیلیپ دوم نا گذاری شدند.

برای اینکه نتیجه گیری های استعمار شرقی بیشتر توسعه پیدا کند پرتغال در سال 1557 ماکائو را از چین که در نزدیکی هنگ کنگ قرار داشت به عنوان موفقیت در از بین بردن دزدان دریایی جنوب چین گرفت( این سرزمین حدود 300 سال بعد به دست انگلیس افتاد). کاکائو بعدها به مالکیت قطعی پرتغال در آمد و هنوز هم هست در حالی که در ابتدا برای مدتی توسط چینی ها به پرتغال داده شده بود.

بنابراین پرتغال اولین کشوری اروپایی بود که به شرق راه یافت و یک امپراطوری در شرق راه انداخت و به استعمار شرق پرداخت. پرتغال همچنین در نزدیکی کشور خودش بعد ها موفق شد مادیرا، آزور و جزایر کیپ را هم به مالکیت خود در بیاورد. نهایتا در قرن شانزدهم میلادی استعمار افریقا توسط پرتغال آغاز شد . در اوایل قرن شانزدهم موزامبیک و بعدها آنگولا در ساحل جنوب غربی افریقا به استعمار پرتغال در آمد. در ابتدا هدف از استعمار این کشورها ، تجاری بود اما این کشور به تدریج قلعه ها و شهرک هایی در یان کشورها تاسیس کرد و بر نفوذ خود در داخل این کشورها افزود  و جنگ های زیادی را با پادشاهان بومی این مناطق به راه انداخت.

در همین حال و در همین دوره اسپانیا و پرتغال امپراطوری های بیشتری را در نیمکره غربی تاسیس می کردند و موفق به استعمار بیشتری در این مناطق می شدند.

 

 

یک ستارهدو ستارهسه ستارهچهار ستارهپنج ستاره (1 امتیاز, میانگین: 5٫00 از 5)
Loading...

پاسخ دهید

Your email address will not be published.